چه کسي فهميد درد دلم را در آن شب باراني! چه کسي ديد اشکهاي مرا در زير قطره هاي باران! چه کسي شنيد صداي ناله دلم را ، چه کسي حس کرد سردي دستهايم را! هيچکس نبود در آنجا ، من بودم و يک دل تنها ! غمها مرا رها نميکنند، غصه ها مرا صدا ميکنند ، تنهايي مرا در ميان خودش ميگيرد حس ميکنم بغض ، گلويم را ميفشارد و قلبم تند تند ميتپد! به عشق تو ميتپد ، از دلتنگي تو اينگونه پريشانم! نميدانم چاره ي کار چيست ، وقتي دلت با من نيست! نميدانم دردم را به چه کسي بگويم ، وقتي همزباني نيست! چه کسي فهميد خيسي چشمهايم به خاطر چيست، آن شعر تلخي که بر روي آن کاغذ خيس نوشته شده از کيست! چه کسي شنيد صداي فرياد مرا در زير باران ، فريادي که گويا تنها ، خدا بود که شنيد، حال مرا که ديد ، از پريشاني من گريست! چه کسي فهميد من چه ميخواهم ، از کجا آمده ام و در جستجوي چه هستم! دلم خیلی براتون تنگ شده کاش بودین
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



