تبليغاتX
دنیای کوچک من
دنیای کوچک من



تنها آرزو ( مریم حیدرزاده )

توی باغا گل سرخی توی آسمون ستاره

جای رو سراغ ندارم که نشون از تو نداره

تاریخ تولد تو ،  توی دفتر حسابم

شب که چشمام و میبندم باز نمیزاری بخوابم

عکس تو جور عجیبی توی چشمام میدرخشه

دیوونه ام خدا میدونه ، کاش خودش منو ببخشه

توی تابستون نسیمی آفتابی توی زمستون

تو همونی که گرون نمیاد به دستم آسون

وقتی من تو آسمونم تو ، توی راه زمینی

مشکل اینه چون عزیزی هر جا باشی نازنینی

سفر دور و درازت بی خطر باشه الهی

بی خبر منو گذاشتی ، ولی نه تو بی گناهی

قیمت نگاه نازت خیلی مثل صداقت

مثل خوب بودن تو سختی واسه اثبات رفاقت

توی خرداد گل یاسی ، توی آبان گل مریم

چه شکنجه قشنگی میکشی منو تو کم کم

چه تفاهمی تو عاقل ،  دل من مات و دیوونه

درمونم دست چشات اینم آخرین بهونه

دل تو یه وقتا سنگه یه روزم مثل بلوری

شبا گاهی قرس ماهی یه روزم یه تیکه نوری

حوصله که داشته باشی دو سه جمله میگی گاهی

اما میلت که نباشه نداری حتی نگاهی

چون غروب خیلی قشنگه تو خود ، خود غروبی

چی بگم قحطی واژه ست هر چی هستی خیلی خوبی

عکس نازت و گذاشتم گوشه سفید دفتر

تا دیگه هیشکی نبینه هر چی پنهون باشه بهتر

مثل آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز

ولی هر رنگی که باشی منو دوست نداری هرگز

یه روزی میشی یه دریا فرداش اما مثل کوهی

هر چی که دلت میخواد باش هر جا باشی با شکوهی

لااقل خوب شد که لطفی کردی و واسم نوشتی

معنی حرف تو این بود که مطیع سرنوشتی

دلم و دادم به دست تو برای یادگاری

قابلی نداره بردار میدونم دوسم نداری

وقتی که بارون میگیره چشام از عشق تو خیسه

دل برات به قول سهراب زیر بارون مینویسه

تنها آرزوم همینه ، تنها آرزوم همینه

تا یادم نرفته راستی ، کاش یه روز بهم بگی که

من همونم که میخواستی .

 


84/02/31 |

کی گفته سه تا بخش داره جدائی ؟

جدائی هر غمش هزارتا بخشه .

دل می سوزونه مثل آذرخشه .

 


84/02/30 |

 

چه آسون ، چه آسون من از یاد تو رفتم .

 


84/02/30 |

بین من و تو فاصله غوغا می کنه

یاد حرفای قشنگت من و رها نمی کنه

تو من و گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی

توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی

 


84/02/29 |

سلام .

کاش میشد زمان به عقب برمیگشت و بعضی اتفاقات نمی افتاد .

ای کاش میشد یکی احساس آدم و بفهمه و درک کنه .

از همه شما دوستای عزیزم میخوام برام دعا کنید .

خدایا به این بنده حقیرت کمک کن .

 


84/02/28 |

بی وفائی

بی وفائیت را به هر که گفتم طاقت شنیدن نداشت .

 در دل کوه داد زدم از بی وفائیت کوه لرزید ،

 به درختان گفتم برگ ها همه ریختند ، به پرنده ها گفتم همه کوچیدند ،

 به ابرها گفتم برای یک دم پا به پای من نالیدن و اشک ریختند ،

 اما در نهایت ابرها نیز دست باد را گرفتند و رفتند .

چقدر تنها مانده ام ، لعنت به این تنهایی ، تنها همدم شبهای سردم باد است .

در کوچه های سرد پاییز .

آیا باید همچون پرندگان کوچ کرد و رفت ؟

سپیدی سنگینی همچون برف سرزمین دلم را فرا گرفته ، پس برای رفتن دیر است .

همین جا زیر سایه تنهایی ام خواهم نشست و همچون ابر خواهم گریست .

به امید آنکه در این سرزمین تو را ببینم . ( ولی چنین آرزوی ندارم )

 


84/02/28 |

درس هندسه

نخست ، عشقی ست سبز

و عشق ، در قلب سرخ

و قلب ، در سینه پرنده ای می تپد

که با دل و عشق خویش

همیشه را خرم است .

پرنده بر ساقه ای ست

و ساقه در شاخه ای

درخت در بیشه ای

و بیشه در ابر و مه

و ابر و مه گوشه ای ز عالم اعظم است .

کنون به دست آورید

مساحت عشق را

که چندها برابر عالم است .

 


84/02/28 |

دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی

می دونم عوض نمیشی تو خودت گفتی همینی

تو مث او کسی هستی که میره واسه همیشه

التماسش می کنی که بمون او میگه نمیشه

 


84/02/27 |

ستاره می گوید :

دلم نمی خواهد ، غریبه ای باشم

میان آبی ها .

ستاره می گوید :

دلم نمی خواهد ، صدا کنم اما ، هجای آوازم

به شب در آمیزد ، کنار تنهایی

و بی خطابی ها .

ستاره می گوید :

تنم در این آبی ، دگر نمی گنجد ، کجاست آلاله

که لحظه ای امشب ، ردای سرخش را به عاریت گیرم

رها کنم خود را

ازین سحابی ها .

ستاره می گوید :

دلم ازین بالا ، گرفته ، می خواهم بیایم آن پایین

کزین کبودینه ، ملول و دلگیرم ، خوشا سرودن ها

                                                 و آفتابی ها .


84/02/26 |

دلم گرفت ای همنفس ،  پرم شکست تو این قفس

تو این غبار تو این سکوت چه بی صدا نفس ،  نفس

از این نامهربونی ها دارم از غصه می میرم

رفیق روز تنهایی یه روز دستات و می گیرم

تو این شب گریه میتونی پناه هق هق م باشی

تو ای همزاد هم خونه چی میشه عاشقم باشی

دوباره من ، دوباره تو ،

دوباره عشق ، دوباره ما

دو هم نفس ، دو هم زبون

دو هم سفر ، دو هم صدا

تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش

تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش

بزار با مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه

می خوام آیینه خونه با چشمات هم نشین باشه

 


84/02/24 |

 

در شبان غم تنهایی خویش ،

عابد چشم سخنگوی توام .

 


84/02/24 |

خورجین باد پر شده از گلایه

تو این روزای سخت و پر کنایه

خنده رو با غصه نمیشه نوشت

کی میدونه چه جوری سرنوشت

بین من و تو پل بی عبور

غربت جاده های سوت و کور

رنگ غریب و سادی فصل ما

پناه امن گریه شد ، آدما

 


84/02/22 |

بنام آنکه دوری را آفرید تا لحظات دیدار شیرین شود .

سلام . امیدوارم همه شما دوستان عزیزم خوب و خوش باشید .

نزدیک غروب و هوا ابری شده مثل دل من ....

آسمون وقتی دلش میگیره میباره سبک میشه ولی من هر چه قدر که گریه میکنم

ابرای دلم باز نمیشه انگار میخواد همیشه گرفته باشه و یه روز هم آفتابی نشه.

دلم گرفته آسمون....

 


84/02/20 |

هق هق تلخم و بشناس ، توی کوچه های خلوت

این خود عشق عزیزم ، نه بهانه است نه یه عادت

غصه هام و به تو گفتم اما چی ازت شنفتم

یه نفس هم نفسم باش نزار از نفس بیفتم

گریه هام و تو ندیدی هر چی گفتم نشنیدی

من کدوم عهد و شکستم که از عشق من بریدی

وقتی نیستی لحظه هام و با خیالت می گذرونم

حتی تا آخر دنیا من برای تو می خونم

وقتی نیستی حتی خورشید میشه مثل لحظه هام سرد

با توام آهای مسافر با همین ترانه برگرد

 


84/02/20 |

فردا

دیروز

 ما زندگی را

                 به بازی گرفتیم

امروز ، او

               ما را ....

فردا ؟

 


84/02/19 |

کاش عروسکی بودم در خیال کودکی نوپا

کاش تک درختی بودم روشنی بخش کور نابینا

کاش سخاوتی بودم بی دریغ به وسعت صحرا

کاش عبارتی بودم پر ز نکته های پر معنا

کاش کبوتری بودم در خیال سپهر بی پروا

کاش نهایتی بودم ابتدایم خدای بی همتا

 


84/02/18 |

غریبه آشناه

تو از شهر غریب بی نشونی امدی

تو با اسب سفید مهربونی امدی

تو از دشت های دور و جاده های پر غبار

برای هم صدایی هم زبونی امدی

تو از راه میرسی پر از گرد و غبار

تموم انتظار میاد همرات بهار

چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت

چه خوبه پاک کنم غبار و از تنت

غریبه آشناه دوست دارم بیا

منو همرات ببر به شهر قصه ها

بگیر دست منو تو اون دستات

چه خوبه سقف مون یکی باشه با هم

بمونم منتظر تا برگردی پیشم

تو زندونم با تو من آزادم

غریبه آشناه دوست دارم بیا

میشینم میشمرم روزها و لحظه ها

تا برگردی بیای بازم اینجا

چه خوبه سقف مون یکی باشه با هم

بمونم منتظر تا برگردی پیشم

تو زندونم با تو من آزادم

 


84/02/17 |

 

من آن ستاره ام ،

که بی طلوع گرم تو در زندگانیم ؛

خاموش گشته ام .

 


84/02/15 |

ابر

ابر خاکستری بی باران دلگیر است ،

و سکوت تو پس پرده خاکستر سرد کدورت افسوس !

                                            سخت دلگیر تر است .

 


84/02/14 |

درختی غریب در کویر

 

دیدم در آن کویردرختی غریب را

محروم از نوازش یک سنگ رهگذر

تنها نشسته ای ،

بی برگ و بار ، زیر نفسهای آفتاب

در التهاب ،

درانتظار قطره باران

در آرزوی آب .

ابری رسید ،

             چهر درخت از شعف شکفت .

دلشاد گشت و گفت :

« ای ابر ، ای بشارت باران !

« آیا دل سیاه تو از آه من بسوخت ؟!

غرید تیره ابر ،

برقی جهید و چوب درخت کهن

                                        بسوخت !

چون آن درخت سوخته ام در کویر عمر

ای کاش ،

خاکستر وجود مرا با خویش ،

می برد باد ،

              باد بیابانگرد .

دیدم که گرد باد

                      حتی

خاکستر وجود مرا ،

با خود نمی برد .

 


84/02/14 |



اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست

نازترین عکسهای ایرانی

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384

سخنان دکتر علی شریعتی
چند وقت مي‌شود
وقتی دلتنگ شدی
دلتنگم
دلم تنگ است
پنجره ي رويايي
میدانم !!!
زندگی یعنی
باران
...

کوچه پس کوچه های دل
نقاشی های علیرضا
I Love You
مرد قبیله
کافه باران
چشم انتظار
سیب موز
کعبه دل
طبيعت من
نقاشي كودكان
افشين
پيچك
پاییز
Special Man
BaavarNew
من و ام اس
نمیدونم شاید
نجواي دل انگيز
نجوای نیلوفرانه
عشق واقعی
تنها ترین تنها
لینکدونی عارف
فرامید 3 تفنگدار
فقط به خاطر تو ...
دختر نارنج و ترنج
نقش روی قلمدان
خاطرات یک عاشق
محمد و عشقش الهه
ای تو بهانه واسه موندن
هر چی دل تنگت میخواد بگو
ما آزادیم در حالی که نیستیم
همه زندگی من , تینا و سینا
انجمن نجیب زادگان پارسی گو
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
مطالب مفید و آموزنده
انجمن وبلاگ نویسان گیلان
! عاشق فراری !
محمد و مینا
دنیای زیبا
اس ام اس جک عاشقانه گالری عکس
قالب های نایت اسکین...!
خداوند محبت است
اینجا پاتوق قدیمى هاست
جادوی عشق
پایانه های فرسوده شعـور
نبرد زندگی
مرکز مقاله های علمی،فنی و مهندسی و اجتماعی
یه مشت حرف
وانـــیـــــا
چه چیزها !؟
دايره مينا

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


.: Weblog Themes By www.NazTarin.Com :.


--->