تبليغاتX
دنیای کوچک من
 
   
 

خسته ام ، انگار صد سال پیاده راه آمده ام . انگار صد سلسه کوه را روی شانه های نحیفم حمل کرده ام . انگار هزار سال پلک بر هم نگذاشته ام .

خسته ام ، آنقدر خسته که نام خود را هم فراموش کرده ام و هیچ یادم نیست که اولین بار کدام گل را بوییده ام . من شکل سنجاقکی را که در کوچه کودکی بوسیده ام ، از یاد برده ام .

خسته ام ، انگاراین جاده های سرد و خاکی تمام شدنی نیست . از دست زمین و آسمان دلگیرم و از درختانی که بی من سبز شده اند ، گلایه مندم .

خسته ام ، اما نه آنقدر که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفسهای گرمت بی اعتنا بگذرم .

بگو ، چقدر به انتظار بنشینم که زمان از من عبور کند و ستاره ها شاهد خاموش شدن تک تک فانوس هایم باشند ؟

 چقدر پیراهن کدرم را در چشمه آرزوها بشویم و روی طناب دلواپسی پهن کنم ؟

اگر شوق رسیدن به دستهایت نبود ، هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم و اگر صدای گوشنواز تو نبود ، از گوشه تنهایی بیرون نمی آمدم .

اگر شوق دیدن چشمهایت نبود ، هیچ گاه پلکهایم را بیدار نمی کردم و اگر نسیم حرفهایت نمی وزید ، معنای جهان را نمی فهمیدم .

خسته ام ، اما نه آنقدر که نتوانم هر روز بر با شکوه ترین قله زندگی بایستم و همراه با ستاره ها و خورشید به تو سلام کنم .

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

بردی از یادم ،  دادی بربادم

با یادت شادم

دل به تو دادم ، در دام افتادم

از غم آزادم

دل به تو دادم ، فتادم به بند

ای گل بر اشک خونینم مخند

سوزم از سوز نگاهت هنوز

چشم من باشد به راهت هنوز

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

به نام آنکه آفتاب مهرش در دلم غروب نخواهد کرد .

سلام ، امیدوارم که همه شما دوستان عزیزم خوب و خوش باشید .

من امروز میخوام از یه نفر تشکر کنم . از یه معلم دلسوز ، یه دوست خوب ، یه یار مهربون کسی که من هر چی دارم از خوبی های اون ، من تو تمام زندگی مثل خانم طیاری معلمی نداشتم ، معلمی که همیشه برام یه الگو بوده و هست ، کسی که چند روز نبینمش یا باهاش حرف نزنم دلم براش پر میکشه ، نمیودنم چطور میتونم محبت های معلم عزیزم و جبران کنم . ولی اینو میدونم که هر کاری بکنم جبران نمیشه آخه اون مثل یه فرشته هست ، خیلی خوب و مهربون . هر چی از خوبیهاش بگم کمه .

روزی که به دنيا اومدی زمین خیس بود . اما اون روز هوا بارونی نبود ! اين فرشته ها بودن که داشتن گريه ميکردن . اخه يکی ازشون کم شده بود.

خیلی دوست تون دارم .

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

همه بغزشون گرفته چرا بارون نمیاد

لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیاد

روی ماهش کجا پنهون شده اون رفته کجا

چرا از اون ور ابرا دیگه بیرون نمیاد

نیتت رو واسه فال قهوه کردم ولی حیف

عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد

منو کشتی تو با اون خنجر دوریت عجبه

چرا از این دل دیوونه یکم خون نمیاد

مگه تو بی خبری مومو پریشون میکنم

دل تو حتی واسه موی پریشون نمیاد

دلت از بس که سفید و لطیف مثل برف

از خجالت تو برفی تو زمستون نمیاد

تو دلم فقط یه بار مهمونی بود تو امدی

درا رو بستم از اون وقت دیگه مهمون نمیاد

صدای بارون قشنگه به شیشه که میخوره

اما با غم نجیبه روی ناودون نمیاد

دو سه بار واست نوشتم مثل آینه میمونی

تو، تو  یه بار جواب ندادی چرا شمعدون نمیاد

عمری اسیرتم ، اسیر اون چشمای ناز

یه ملاقاتی واسم یه بار به زندون نمیاد

نمیگه کسی واسه مرمتش فکری کنیم

هیچ کسی سراغ این کلبه ویرون نمیاد

زندگی ، بازی شترنج و من منتظرم

طرف مقابلم ولی به میدون نمیاد

گاهی وقتا انقدر آب و هوام ابری میشه

که قد اشکهای من از رود کارون نمیاد

گاهی با خودم میگم شاید میخواد ذوق بکنم

اما معلومه ، نخواد بیاد که پنهون نمیاد

اونی که برای دیدنش ستاره میشماری

اهل نازه ، پس با یه خواهش آسون نمیاد

توی نامه آخری کلی دلیل آورده بود

مثلا چون تشنه ان یاسای گلدون نمیاد

لااقل کاش راست شو برای من نوشته بود

کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

تو این روزا ما آدما گل نمی دیم به دست هم

از یادمون داره میره دلتنگی های دم به دم

این روزا دیگه همه جا صحبت بی وفایی

ورد زبون آدما تنهای و جدائی

هر کی به فکر خودش همدلی معنا نداره

حتی دیگه بی بهونه عشق میره تنهات میزاره

یکی بیاد داد بزنه که دوره ، دوره وفاست

دشمنی معنا نداره دنیا پر از صلح و صفاست

من میمونم تا که نگم عشق دیگه بی دوم شده

من میمونم تا که نگم دوره عشق تموم شده

من میمونم تا که بگم دوست داشتن هم حقیقت

برای اعتبار عشق همین خودش غنیمته

یکی بیاد ، یکی بیاد تا آخر عاشق بمونه

دل زد و خسته نشه دل کسی و نشکونه

من میمونم تا بدونم عاشق و با وفا کی

تا که دیگه کسی نگه یک دل با صفا چی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

خدایا چرا دیگه هیچکس نگران دوستش  نیست .

چرا آدما هم و فراموش میکنن ، چرا وقتی یه پله از نردبان زندگی میرن بالا دیگه

به پشت سر شون نگاه نمی کنن که قبل از اینکه این پله رو بیان بالا چه آدمی بودن .

  اما یه جورای همه ازهم طلبکارن ؟ !

 خیلی حرف تو دلم که بگم اما چه فایده کو گوش شنوا ، 

 اشکالی نداره ما هم خدای داریم .

 

سرزمین مون اگر چه پر آدم های تنهاست

اما خونه قشنگ بهترین دل های دنیاست

خونه گلهای نازی که دست هم و می گیرن

خونه شکوفه هایی که برای هم میمیرن

اینجا آدم ها اگر چه فکر لحظه های تازن

دل شون میخواد برای همه تازگی بسازن

 

ولی بیشتر آدم ها به فکر هم نیستن . یک حقیقت تلخ !

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

میگن که تو آسمون هر کس ستاره داره

میگن که جشن عشق شبهای پر ستاره

ببین ستاره من یه عمر چشم به راهه

مثل من عاشق تو عاشق یک نگاهه

یادت نره ، یادت نره ، یادت نره دوست دارم

یادت نره ، یادت نره ، که من فقط تو رو دارم

با من بمون همیشه که بی تو ، بی ستارم

تو این دنیای بزرگ فقط تو رو دوست دارم

یادت نره که دستام عاشق دستای تو

رو بالش خواب من خیال و رویای تو

یادت نره ، یادت نره ، یادت نره دوست دارم

یادت نره ، یادت نره ، که من فقط تو رو دارم

 یادت نره که قلبم هنوز طلسم تو

دروازه و کلیدش فقط به اسم تو

دنیای من توی ، تو

تو عشق و ایمان من

وقتی که آغاز توی قشنگ پایان من

یادت نره ، یادت نره ، یادت نره دوست دارم

یادت نره ، یادت نره ، که من فقط تو رو دارم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

ای دورترین امید من از من ،

با من بنشین که از کنار تو ،

تا دورترین سیاره

                        راهی نیست .

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

گفتی که :

« چو خورشید ، زنم سوی تو پر ،

چون ماه ، شبی می کشم از پنچره سر ! »

 

اندوه ، که خورشید شدی ،

                                  تنگ غروب !

افسوس ، که مهتاب شدی

                                وقت سحر !

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم

یا از تو حتی باخودم یه لحظه صحبت بکنم

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم

بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی
 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است .

هنگام عشق و اعتماد است .

و دست زندگی چه سبک می شود و شب پر ترانه

آن هنگام که به هم عشق می ورزیم و اعتماد داریم .

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

سلام ، امیدوارم که همه شما خوب باشین و خوش .

دلم گرفته خیلی تنها هستم . همیشه دلم میخواست یه دوست خوب داشته باشم .

 که همیشه کنارم باشه و هیچ وقت تنهام نزاره . مثل یه خواهر ، اما ....

البته بی انصافی نکنم همه دوست های من خوب هستن ( هم مجازی ، هم حقیقی )

ولی هر کدوم مشکلات خودشون و دارن و باید برای آینده تلاش کنن .

من همه دوست های خودم و دوست دارم و قربون همشون میرم .

آخه خسته شدم از این زندگی تکراری هر روز مثل روز قبل . بسه دیگه این تنهای ....

چی نوشتم ....

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای کلافه ام . خدایا کمکم کن . 

 

بین من و تو فاصله غوغا می کنه .

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

آه ، این زندگی که من دیدم

مردنی ، محنتی ، غذابی بود

بهره ی من ز جام ساقی عمر

خون دل بود اگر شرابی بود

خشک لب هر طرف دویدم لیک

چشمه ی زندگی سرابی بود

خانه ای را که ساختم ز امید

چون حبابی به روی آبی بود

زندگانی چو تند باد گذشت

زندگانی نبود ، خوابی بود

گر که با زندگی جوانی نیست

نقش زیبای زندگانی چیست ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

 

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها رو سینه من امده

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن

نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

پرم از راه ....

از پل ....

از رود ....

از موج ....

پرم از سایه برگی در آب

چه درونم تنهاست .

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

اونی که می خواستی تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

اسم تو رو ، رو بال مرغا نوشت

رو کنده سبز درختا نوشت

یه روز که باررون می آمد بهش گفت

یه روز دیگه رو موج دریا نوشت

دریا با موجاش اونو از خودش روند

مرغ هوا گم شد و اونو گریوند

اونی که می خواستی تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

باد آمد و تو جنگل آ قدم زد

اسم تو رو از همه جا قلم زد

ببین جدایی چه به روزش آورد

چه سرنوشتی که براش رقم زد

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

آنکه میتواند نسبت به نیکی دیگران نا سپاس باشد از دروغ گفتن باک ندارد .

بزرگترین خیانتها اینست که به دوست خود که تو را راستگو میپندارد دروغ بگوئی .

شاید از دروغ مشکلی حل شود اما صد مشکل از آن میزاید .

دروغ شکوفه می آورد اما میوه ندارد .

راستی یگانه سکه ای است که همه جا قیمت دارد .

ظالمانه ترین دروغ ها در خاموشی اظهار می شود .

هیچ میراثی گرابها تر از راستی و درستی نیست .

چیزی که دانش را بیاراید راستی هست .

راستی آرامش است و دروغ اضطراب .

هیچ کس از قلب شما به شما نزدیکتر و راستگو تر نیست ،

بنابراین از کسانیکه قلب پاک شما ایشان را بخود نمی پذیرد

اجتناب کن .

 

 

گر راست سخن گوئی و در بند بمانی

به ز آنکه دروغت دهد از بند رهائی

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

ساحل شب در سکوتی وهم خیز

تکیه بر آغوش دریا داده بود

چون تنی هم گونه ی یاس سپید

عکس مه بر روی آب افتاده بود

ساحل آن شب با تنی سوزان و خشک

خفته بود آرام در آغوش شب

مرغ طوفان میسرود آهنگ عشق

بوسه میزد بر لب خاموش شب

اختران آسمان ، چشمک زنان

رنگها بر روی دنیا می زدند

هر طرف مرغان به آهنگ نسیم

مست و رقصان تن به دریا میزدند

ناگهان موجی زد و درهم شکست

نقش مه برسینه بحر کبود

عاقبت دیدم در آن دریای ژرف

بود عکس ماه و ماه من نبود

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

بیشتر سختیهای زندگی از اینست که می کوشیم از حقیقت آن بگریزیم .

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
   
 

افق روشن

 

روزی ما دوباره کبوترهای مانرا پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت .

 

روزی که کمترین سرود

                              بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری ست .

 

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل

     افسانه ئی ست

و قلبت

برای زستن بس است.

 

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

 

روزی که آهنگ هر حرف

                                 زندگی ست

تا به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم .

 

روزی که هر لب ترانه ئی ست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد .

 

روزی که تو بیائی برای همیشه بیائی

و مهربانی با زیبائی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترها دانه بریزیم ....

 

و من آن روز را انتظار میکشم

حتی روزی

که دیگر

نباشم .

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آتیه
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور